تبليغاتX
پنح
پنح
ته مانده های آخر سال

از آخرین پست دو هفته ای گذشته.گرد خاک در گوشه و کنار این جا رخنه کرده.نیازی به خانه تکانی و هزار یک عادت هر ساله نیست.همین است.خاک و کهنگی شاید.

sms می آید که شهرام جزایری را دست گیر کرده اند.فعالان سیاسی زن نیز با قید وثیقه آزاد می شوند. احمدی نژاد به سازمان ملل می رود و طه یاسین رمضان اعدام می شود.لحظه هایی که آبستن اند و منتظر.که نه کاری به آخر سال و اول سال نیست همواره لحظه های این سرزمین آبستن بوده اند و دلیل آبستنی نامعلوم!

در تلویزیون های آن طرف آب حرف می زنند و داد.هزار ویک نسخه شفا بخش می پیچند و این سو  خیابان های تهران اندکی نفش می کشند.تلفن زنگی نمی خورد و سکوت جریانی گرم که تن سرد شهر را در آغوش می کشد.

 می گریزند آدم ها و می روند از شهر و شهر.غافل از آن که شهر را خود ساخته اند به رنگ خاکستری.در این میان همهمه گنجشکان که از سر کول همدیگر بر روی درخت چنار بالا می روند سکوت را هم نوایی می کند.

می شناسم خیلی ها را .هم آنهایی که امروز با شوق وذوق در دیاری دیگر دور خود هفت سین می چینند و خنده ای از روی ناچاری به لب دارند.این تفاله ها را پایانی نیست و هر سال می چرخد وبه سال دگر می رسد..

|+| نوشته شده توسط کاوه مشکات در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 12:12 |
رسول ملاقلی پور در گذشت
باورش مشکل است ولی تیتر اول خبرگزاری ها خبر را تایید می کند:"رسول ملاقلی پور کارگردان سینما درگذشت".

ناگاه به یاد نسل سوخته می افتم.فیلم عجیبی که در همان روزهای اکران واکنش های عجیب را در پی داشت در همان روز های داغ سرکشی.اسم فیلم دهان به دهان می گشت و واژه نسل سوخته در دهان بسیاری افتاد.

او مثل هم نسل های خود دغدغه پس از جنگ را داشت.همچون حاتمی کیا.نسل سوخته عریان بود و بی پروا.بازگشت به سالهای ۷۶تا ۸۲ بيش از هر زمان ديگر اهميت نسل سوخته را نشان مي‌دهد.سريال متوقف ناشدني مرگ هنرمندان تمامي ندارد.بزرگاني كه در انتهاي سال به دنبال آنها مي‌گرديم.به دنبال اسم و تاريخ فوت.سرعت زياد است و توان اندك.اين سرعت سر سام آور مرگ تا کجا پیش می رود؟ 

|+| نوشته شده توسط کاوه مشکات در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 16:36 |