گزارش FAO
آخرين گزارش سازمان خواربار و کشاورزي جهاني (FAO)حاکي از آن است که بين سال هاي 1990 تا 1992، 823/1 ميليون نفر در کشور هاي در حال توسعه دچار سوءتغذيه بوده اند. ولي اين آمار پس از 10 سال تنها سه ميليون نفر کاهش داشته و به 2/820 ميليون نفر در بين سال هاي 2001 تا 2003 رسيده است. اين کاهش نشان دهنده ضعف بارز کشور هاي در حال توسعه در زمينه فراهم کردن مواد غذايي مورد نياز اقشار ضعيف و آسيب پذير و زنان و کودکان است. در اغلب مناطقي که با موضوع سوءتغذيه مواجه هستند، زنان و دختران، کودکان، اقشار ضعيف و افرادي که در شرايط مرزي به سر مي برند بيش از ساير افراد در معرض خطر قرار دارند.آفريقا و منطقه صحرا به دليل شرايط ويژه و همچنين اوضاع اجتماعي و سياسي نابسامان بسياري از کشورهاي اين قاره بيش از ديگر نقاط جهان با نبود امنيت غذايي مواجه است، گستردگي و رشد روزافزون جوامعي که از عدم امنيت غذايي رنج مي برند باعث شده بسياري از جوامع و سازمان هاي بين المللي نسبت به رخ دادن فاجعه اي انساني در اين منطقه هشدار دهند.
206/2 ميليون نفر در بين سال هاي 2001 تا 2003 در این منطقه دچار سوءتغذيه بودند. اين مقدار در مقايسه با ده سال قبل آن 37 ميليون نفر افزايش نشان مي دهد.در اين ميان جمهوري دموکراتيک کنگو و اتيوپي در وضعيتي بسيار خطرناک به سر مي برند. کنگو از 2/12 ميليون نفر افراد مبتلا به سوءتغذيه در سال هاي 1990 تا 1993 به 37 ميليون نفر در سال هاي 2001 تا 2003 رسيده است. جهش 25 ميليون نفري باعث شده است نسبت افراد دچار سوءتغذيه به کل جامعه رقم 75 درصد را نشان دهد. بدين معني که از چهار نفر سه نفر به سوءتغذيه مبتلا هستند.اتيوپي نيز با 31 ميليون نفر مبتلا به سوءتغذيه دوشادوش کنگو به پيش مي رود. درگيري ها داخلي، وضعيت آشفته اقتصادي و نبود حکومت هاي پايدار از جمله عواملي است که امنيت غذايي در اين کشور ها را به رويايي دست نيافتني بدل کرده است.
خاورميانه و جايگاه ايران
خاورميانه با افزايش افراد مبتلا به سوءتغذيه در محدوده سال هاي آمار گيري FAO يعني 2001 تا 2003 مواجه بوده است. اين منطقه در اين سال ها 6/37 ميليون نفر از افرادي که دچار سوءتغذيه بودند را در حيطه جغرافيايي خود جا داده بود.جمهوري اسلامي ايران با يک رشد 6 ميليون نفري در جمعيت دچار سوءتغذيه بوده است. اين جمعيت در آخرين سال هاي آمار گيري (FAO) 2001 تا 2003 به دو ميليون و هفتصد هزار نفر رسيده است، در حالي که اين رقم در 10 سال پيش از اين تاريخ دو ميليون و صد هزار نفر عنوان شده است.در هر دو دوره 10 ساله اين گزارش چهار درصد از جمعيت ايران با معضل سوءتغذيه مواجه بودند و اين رقم با گذشت 10 سال هيچ تغييري نشان نداده است. عوامل مختلفي چون تغيير شرايط و مشکلات اقتصادي و افزايش حاشيه نشيني در شهر هاي بزرگ و در نتيجه عدم دسترسي به منابع غذايي مفيد و بسياري ديگر از عوامل باعث شده جمعيت افرادي که داراي امنيت غذايي نيستند، افزايش نشان دهد.
شماي کلي
کميته حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ملل متحد دسترسي به غذاي کافي را با دو عامل تعريف مي کند؛ اول فراهم بودن غذا به مقدار و کيفيتي که براي تامين نيازهاي غذايي افراد کافي باشد و از نظر فرهنگي قابل پذيرش باشد و دوم چنين غذايي بايد به گونه اي پايدار و مستمر در دسترس باشد و با بهره مندي از ساير حقوق منافاتي نداشته باشد.دولت ها بر اين اساس وظيفه دارند براي همه اتباع خويش شرايط دسترسي به حداقل غذاي لازم، کافي و سالم را فراهم آورند.
دولت خاتمي در مبارزه با مواد مخدر موفق نبود
کاوه مشکات:عبدالله رمضان زاده شايد تنها سياستمداري باشد که اعتياد را بزرگ ترين معضل آينده ايران مي داند تا آنجا که حتي دولتي را که خودش سخنگوي آن بوده در اين رابطه نقد مي کند.سابقه 4 ساله استانداري در کردستان فتح بابي است براي آشنايي او با موضوع مواد مخدر و تشکيل يک نهاد مدني در زمينه پيشگيري از مواد. تشکيل جمعيت مبارزه و پيشگيري از اعتياد حرکتي است که او به عنوان مفيدترين اقدام دوران استاندار بودنش از آن نام مي برد.
سياستمدار مبارزه جوي ما که اين روزها بيشتر او را در ساختمان قديمي دانشکده حقوق دانشگاه تهران مي توان يافت، همه سياستمداران را به بي توجهي در زمينه اعتياد متهم و اعتراف مي کند خودش نيز در صف متهمان است.گفت وگو با سخنگوي دولت محمد خاتمي، در اتاقي از ساختمان آجر سه سانتي جبهه مشارکت، همان حزبي که او قائم مقامي آن را بر عهده دارد، برگزار شد. ساختماني که او در آن اتاق اختصاصي ندارد و به همين بهانه زير لب با طعنه مي گويد؛ «همه قائم مقام ها اين گونه بودند از قائم مقام فراهاني تا قائم مقام حزب مشارکت.»
- شما در زمینه کاهش آسیب مواد مخدر در کردستان فعالیتهایی داشته اید.حال با توجه به این مسئله آیا فکر می کنید اعتیاد در آن منطقه کمتر از شهر های دیگر است؟
بله. اعتیاد مردان و جوانان در این مناطق کمتر است.
- شما در حال حاضر اطلاع دارید که آمار معتادان کردستان چقدر است؟
من آمار دقیق سالهای اخیر را ندارم و نمی توانم تعداد دقیق آمار معتادان کردستان را تخمین بزنم. ولی در آخرین سال استانداری من در کردستان ،این استان آخرین رده تعداد معتادان در کشور را داشت.
- با توجه به موقعیت جغرافیایی این استان ،مصرف پایین مواد مخدر و همچنین ورود مشروبات الکلی قاچاق از مرزهای غربی آیا آمار مصرف مشروبات الکلی در این استان بالا نیست؟
من این مسئله را قبول ندارم، زیرا آماری در این رابطه ندارم.یکسری آلودگی ها در مناطق مرزی وجود دارد که در سایر نقاط نیست. ولی به دلیل اینکه در آن مناطق مبارزه با قاچاق علنی تر است، تصور بر این است که مصرف در این مناطق بیشتر از جاهای دیگر است.در خیابان ولی عصر تهران یک موتوری دنبال اتومبیل من آمد و گفت آقا آبکی می خواهی و من نمی دانستم منظور او چیست.بعد با او شوخی کردم گفتم چه میگويی؟ بعد او در جواب گفت مشروب می خواهی و من درجوابش گفتم به قیافه من می خورد؟.او خندید و گفت به قیافه همه می خورد.این در تهران وخیابان ولی عصر تهران اتفاق افتاد.من به هیچ وجه نمی توانم بپذیرم که اعتیاد به مشروبات الکلی در مناطق کرد نشین بالا تر از نقاط دیگر است.
- با توجه به اینکه به گفته شما آمار معتادان در كردستان پایین است،چه ضرورتی باعث راه اندازی یک سازمان غیر دولتی در زمینه مواد مخدر شد؟
آمار معتادان پایین است ولی زمانی که من سمت استانداری کردستان را تحویل گرفتم ،نرخ رشد اعتياد بالا بود و خانواده ها احساس خطر كرده بودند.
هنگامي كه من به كردستان رفتم در 5-6 جلسه ماه هاي اول بسياري به من اعتراض ميكردند كه دولت خود در موضوع مواد مخدر مقصر است و حتي اين شايع شده بود كه دولت تفنگ را از مردم كردستان گرفته و به جاي آن وافور داده است.
از طرفي من نماينده عالي دولت بودم و ميديدم كه من چنين ماموريتي ندارم. و بلكه من مسوول ستاد مبارزه با مواد مخدر استان بودم نتيجتا اين تناقض را نمي توانستم حل كنم .هر چه قدر هم به مردم ميگفتم اين گونه نيست ،متوجه مي شدم كه حرف من خريدار ندارد. بنابراين به ذهنم رسيد كه بايد فكر ديگري كرد. كردستان مشكلي كه دارد اين است بين دو استان آلوده كشور قرار دارد :همدان و كرمانشاه.
دو استان كه از نظر اعتياد جزء استان هاي آلوده كشور است و اين استان ها در جوار استان كردستان قرار دارند. در دوره ناامني ها فرصت ورود و قاچاق مواد مخدر نبوده است در نتيجه هنگامي كه فضا امن ميشود اين فضا هم بوجود ميآيد. امكان رفت آمد بين دو استان، شرايط امن موجود و شرايط توسعه اي همه دست به دست هم مي دهند تا به يك باره آمار معتادان بالا رود. در اين شرايط مردم حق داشتند و در خانواده ها ترس بوجود آمده بود و به دليل اينكه دنبال عامل اين معضل بودند و كسي هم جواب آنها را نمي داد، مي گفتند دولت تفنگ را از ما گرفته و به جايش وافور به دست جوانان داده است.
- بيشتر مواد را قاچاقچيان خرده پا وارد استان ميكردند؟
ما در آنجا قاچاقچياني كه مواد بالايي را وارد كرده بودند داشتيم و همينطور قاچاقچي هاي خرده پا. در آن زمان مردم معتادها را در خيابان ميديدند. يكي از كارهايي كه ما در كردستان انجام دادهايم اين بود كه از پليس در بحث مبارزه با مواد مخدر استفاده نكردهايم و به جاي آن از چراغ هاي پر نور در پارك استفاده كرديم تا معتادها آنجا جمع نشوند. البته اين ها راهكارهاي ابتدايي محسوب ميشد.
- براي تغيير نگرش مردم كردستان در آن زمان چه اقدامي انجام دادهايد؟
وقتي ديدم مردم اينگونه حساسيت دارند و حرف ما را مبني بر اينكه ما در اين قضيه تقصيري نداريم، نميشنوند پيشنهاد كردم، اگر اينگونه فكر ميكنيد خودتان پيش قدم شويد و بياييد انجمني در رابطه با پيشگيري از مصرف مواد مخدر تشكيل دهيد و ما هم شما را كمك ميكنيم. مسئله ديگري كه به آنها گفتيم اين بود كه هر جا ديديد ما كوتاهي كرديم بياييد و علنا اعلام كنيد.
- پس يك بازو در زمينه مبارزه با مواد مخدر براي كمك به استانداري تشكيل داده ايد؟
نه براي استانداري. ما به مردم پيشنهاد داده ايم كه اين كار را انجام دهند و ما به آنها كمك كنيم. در واقع استانداري از یک انجمن غیر دولتی حمایت کرد. استانداری کمک های اولیه را برای پا گرفتن انجمن از طریق وجوه شهر سنندج انجام داد. مرحله اول این بود که این نهاد شکل بگیرد و به مردم معرفی شود. خود من برای معرفی از طریق تلویزیون، مطبوعات و جاهایی که برای سخنرانی میرفتم،این نهاد را معرفی می کردم.مجموع کمکی که در طول چهارسال به این انجمن شد،8 میلیون تومان بود.این انجمن بعد از شکل گیری در سال 77 تا نیمه اول سال 80 که من از کردستان بیرون آمده ام،10 هزار نفر عضو داشت.در همین سال رده استان در اعتیاد از 23 به 28 رسید و دو سال پیاپی استان کردستان به عنوان استان نمونه در زمینه مبارزه با مواد مخدر معرفی شد. پس از راه اندازی این انجمن ما تصمیم گرفتیم از الگوی استان های آلوده استفاده کنیم. زیرا تجربه خاصی در این زمینه نداشتیم. برخی استانها مانند استان فارس و کرمانشاه طرح جامع پیشگیری از اعتیاد را در برنامه خود داشتند. ما این الگوها را از آنها گرفتیم و با توجه به شرایط کردستان، آن را پیاده کردیم.
مهمترین اهداف ما آموزش، اطلاع رسانی و آگاه سازی بود. در مدارس دخترانه و پسرانه ،پادگانها ،زندان ها،بیمارستان ها، مراکز مشاوره بهزیستی و سایر مکان های عمومی مسئله اعتیاد را با مردم مطرح و اقدام به توزیع بروشور کردیم. یعنی خود ما خطر را بزرگ و مردم را نسبت به این موضوع آگاه كرديم.
در مرحله دوم با معتادان خودمعرف جلسه های مختلفی برگزار شد. معتادان به صورت علنی از تجربه های خود صحبت می کردند. مرکز معتادان خود معرف استان در دوسال از تمام مراکز معتادان خود معرف بیشتر مراجعه کننده داشت زیرا خانواده ها نسبت به این موضوع آگاهی پيدا كرده بودند.
- پس بر اساس تجربه ای که در کردستان داشته اید، معتقدید همه خانواده ها باید نسبت به این موضوع حساسیت داشته باشند؟
در کردستان من در هر جلسه سخنرانی و در هر مصاحبه ای به این نکته اشاره می کردم که مردم کردستان باید نسبت به موضوع مواد مخدر احساس خطر کنند زیرا ممکن است فردا روز فرزندانشان معتاد شوند. در زمینه مواد مخدر اعلام خطر می کردم واز مردم می خواستم کمک کنند.
- پس شما در کردستان زنگ خطر را در زمینه مواد مخدر به صدا در آوردید؟
بله.این انجمن پس از شکل گیری در شهرهای دیگر نیز شعبه ایجاد کرد و دارای شاخه های مختلف کارگری، دانشجویی و دانش آموزی شد. به نحوی که اکثر مردم کردستان نسبت به مسئله مواد مخدر حساس شده بودند. نقطه موفقیت ما هم در همین نکته بود. روزی که مراسم تودیع من در کردستان بود گفتم، مهمترین کاری كه من در این استان انجام دادم کمک به شکلگیری این نهاد بود.
- در حال حاضر از فعالیت انجمن خبر دارید؟
بخش مردم آن هنوز فعال است،ولی نه به شکل گذشته.زیرا نیاز به کمک ها و مساعدت هایی دارد که از آنها دریغ می شود.
- شما هیچ گاه سعی نکردید این نمونه موفق را در نقاط دیگر اجرایی کنید؟
متاسفانه کوتاهی کردم.در حال حاضر با جمعی از دوستان قصد راه اندازی تشکلی مشابه را داریم که ظاهرا مسئله دوستان هم نیست.دلیل دیگر این بود که در آن سال ها ستاد مبارزه با مواد مخدر، ستاد غير متمركزي بود كه اختيار آن در دست استانداران بود. متاسفانه از سال 79به بعد ستاد متمركز شد و تمام اعتبارات در تهران توزيع و سير پيشگيري از اعتياد از آن زمان منحرف شد.
- ايده تمركز اعتبارات در ستاد متعلق چه كسي بود؟
نمي دانم! من فقط مي دانم آقاي محمد هاشمي (معاون اجرايي رييس جمهور)آن را اجرايي كرد.
- فکر نمی کنید موفقیت این انجمن در کردستان به دلیل متفاوت بودن شرایط آنجا بود؟
درست است. خود مردم کردستان نیز نسبت به این موضوع حساسند. مردم کردستان نسبت به آینده جوانان شان حساسند و همین موضوع باعث می شود،مسائل مختلف را کنترل کنند.قطعا حساسیتی که در مورد مواد مخدر در کردستان وجود دارد در کرمانشاه نیست.
- آقای رمضان زاده! یک سیاستمدار ايراني می تواند سیاستمدار باشد و نسبت به موضوع مواد مخدر بی تفاوت باشد؟
متاسفانه این بی تفاوتی وجود دارد.یعنی بسیاری از سیاست مداران ما به دلیل اینکه که خود یا خانواده شان در معرض مسئله مواد مخدر قرار نگرفته اند یا در محیطی نبودند که در آنجا مواد مخدر باشد،به این مسئله توجه نمی کنند.و در الویت کاری ذهنی و کاری آنها نیست.به نظر من مهمترین مسئله اجتماعی ایران، موضوع مواد مخدر است و هیچ چیز دیگری نیست.در آغاز اجرای طرح امنیت اجتماعی برای سردار رادان پیام کوتاهی فرستادم که « برادر من از مواد مخدر شروع کن».
- آیا می توان با معضل مواد مخدر سیاسی برخورد کرد.زیرا در سالهای اخیر این موضوع بیشتر سیاسی بوده تا اجتماعی؟
من نمی دانم مسئله سیاسی از نگاه شما به چه معنا است.ما در درس هایمان سیاست را اینگونه تعریف می کنیم: تخصیص اعتبار آمیز ارزش ها،یعنی هر چیزی که به ارزش های جامعه مربوط شود ،دولت بتواند در آن دخالت کند ،اقتدار دولت در آن موثر باشد و توزیع و مبادلات بین آن را برهم بزند مسئله ای سیاسی است.
بنابراین موضوع مواد مخدر به دلیل اینکه با ارزش های جامعه در ارتباط است و دولت هم می تواند در آن تاثیر گذار باشد،یک موضوع سیاسی است.
اما اگر به این معنا که بحثی جناحی است،به نظر من این موضوع در کشور ما نباید وارد حوزه بحث های جناحی شود.
- با این وجود عملا این اتفاق افتاده است.زیرا به عنوان مثال در دولت قبل این اختلاف نظر جناحی بین ارگانهای ذی ربط مبارزه با مواد مخدر وجود داشت.
من معتقدم مواد مخدر آنقدر اهمیت دارد که هیچ مرد و زن ایرانی نباید آسوده سر به بالین بگذارد و اطمینان داشته باشد که این خطر فردا به گونه ای خود و خانواده اش را تهدید نخواهد کرد. اما باید صراحتا بگویم که هیچ مقام سیاسی در ایران به این موضوع این گونه نگاه نمی کند.آقای خاتمی نیز به مسئله مواد مخدر توجه خاص نداشتند و به عنوان یک موضوع در کنار موارد دیگر به آن نگاه می کرد.
در دور اول ریاست جمهوری اختیار ستاد مبارزه با مواد مخدر به محمد هاشمی داده شد و متاسفانه آقای هاشمی تغییراتی را در ستاد بوجود آورد که این تغییرات به نظر من به ضرر روند پیشگیری و مبارزه با مواد مخدر بود.
در دوره بعدی گرچه یک نیروی توانمند را در این پست گذاشتند ولی به دلیل اینکه این نیرو تجربه اجرایی در بحث مواد مخدر نداشت، نتوانست خواسته هایی که از یک دولت اصلاح طلب در این زمینه وجود داشت تحقق ببخشد. من مجموعا دولت آقای خاتمی را در این زمینه موفق نمی بینم.
- آیا فکر می کنید شیوه فعلی مقابله با اعتیاد،که به نوعی تکرار تجربه های گذشته است ، می تواند در کاهش مصرف مواد موثر باشد؟زیرا ما ظاهرا دوباره تمام انرژی را صرف کاهش عرضه می کنیم.
من اساسا سیاست های دولت نهم را نمی پسندم. زیرا در این زمینه دارای سیاست نیست و هر روز افراد مختلف، هرچه به ذهنشان می رسد،می گویند و انجام می دهند. علت این مسئله این است که دو نفری که ریاست دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر را بر عهده داشتهاند، دو دیدگاه کاملا متضاد داشتند.هنگامی که دونفر با دو دیدگاه متضاد برسر این پست می آیند نشان مي دهد که در این زمینه سیاست و استراتژی وجود ندارد. بنابراین دولت نهم را وارد بحث داشتن سیاست در زمینه مواد مخدر نکنیم.در دولت نهم هر چیزی به ذهن هر کس برسد انجام می شود.
- فکر می کنید تا چه زمانی این شرایط ادامه پیدا کند؟
تا وقتی که یکی از مقامات و افراد درجه یک کشور، در حد وزیر، رییس جمهور يا رییس مجلس به این مسئله آلوده شوند.
- تنها در این حالت حساسیت ایجاد میشود؟
با این وضعیتی که امروز می بینم، هیچ امیدی غیر از این ندارم.در حال حاضر مواد مخدر الویت پنجاهم، شصتم مقامات کشور هم نیست. در حالی که در خانوادهها مخصوصا خانواده های طبقه متوسط به پایین، شاید مسئله دوم، سوم باشد. من معتقدم این معضل باید مسئله اول هر خانواده ایرانی شود.یعنی هر خانواده ایرانی باید این احساس خطر را بکند که اگر فرزند جوانش از در منزل بیرون می آید،این امکان وجود دارد که وقتی به خانه باز می گردد،آلوده شده باشد.آن وقت هر خانواده باید یه فکر حل این مسئله بیفتد تا بتوانیم یک حرکت جمعی در این زمینه انجام دهیم.معضل مواد مخدر،توسط هیچ دولتی به تنهايي قابل حل نیست.
- هیچ دولتی؟
صریح میگویم، هیچ دولتی. من از عملکرد دولت آقای خاتمی در این زمینه نمی توانم دفاع کنم.ولی حرف من این است که این مسئله را دولت به تنهایی نمی تواند حل کند. مسئله سیاسی در این نکته است که دولتی قدرت را در اختیار داشته باشد که مردم به آن اطمینان داشته باشند. یعنی دولتی که حداقل 60 درصد از آرای مردم را کسب کرده باشد و آقای خاتمی این فرصت را داشت. آقای احمدی نژاد این فرصت را ندارد زیرا یک دولت سی و پنج-شش درصدی است. وظیفه دولت و پیش از آن رسانه ملی که کاملا در این رابطه کوتاهی کرده است،این خواهد بود که این موضوع را تبدیل به دغدغه ملی هر ایرانی کنند. چگونه امروز هر ایرانی در ذهنش نسبت به نام خلیج فارس حساس است، هر ایرانی با شنیدن لفظ مواد مخدر باید حساسیت از خود نشان دهد.
- ولی نمی توان دولت را نادیده انگاشت.
من به مردم کردستان هم می گفتم که فرض کنید دولت خواستار این است که جوانان ایرانی معتاد شوند.ما بدترین فرض را در نظر می گیریم.آیا با این اوصاف مردم ایران نباید مقاومت کنند.هنگامی که با یک نفر در خیابان بی جهت برخورد می شود،همه به آن اعتراض می کنند ولی چرا وقتی کسی معتاد می شود کسی به واکنش نشان نمی دهد؟
- چند نفر از سیاست مداران و مدیران ما این مسئله برایشان مهم است و برای درک بهتر وضعیت این مشکل از نزدیک با آن آشنا شدند؟
خیلی از مسوولان و مدیران.ما با آقای قالیباف اختلاف سیاسی داریم ولی وي زمانی گزارشی از وضعیت اعتیاد را به هیئت دولت آورد، گزارش درد آوری بود.ولی این گزارش تنها نیم ساعت باعث شد ،مسوولان دردشان بیاید. یا دکتر ستاریفر خودش رفته بود به پارکهای دروازه غار و دیده بود چه فاجعه ای آنجا اتفاق افتاده است و آمد به دولت گزارش داد.مساله با یک نفر و دونفر حل شدنی نیست.
در رسانه هم ما دچار کم کاری بودیم.در زمانی که روزنامه های اصلاح طلب منتشر می شدند،چند صفحه راجع به اعتیاد نوشته شد؟اصول گرایان چند صفحه نوشتند؟تنها دولت وظیفه آگاه سازی ندارد.ما نیز هیچ احساس خطری نمی کنیم زیرا هنوز آلوده نشده ایم.
- شما تا به حال به راهکاری که بتوان حداقل ذهن جامعه را حساس کرد ،فکر کرده اید؟
راه حل این است که از فردا رییس جمهور همان قدر که درباره موضوع هسته ای صحبت می کند،در تمام سخنرانی هایش راجع به مواد مخدر صحبت كند.پس از آن فلان شخصی که در جناح مقابل رییس جمهوری است و از آن انتقاد اقتصادی می کند،به همان میزان به موضوع مواد مخدر نیز توجه کند.سیاست مداران ما که من هم جزء آن ها هستم،از این موضوع غافلیم.واقعیت چیز دیگری است و متاسفانه ما در توهم هستیم.
- خود عبدالله رمضان زاده چقدر این کار هایی که گفتید،انجام داده است؟
هیچ.من هم مثل بقیه هستم،زیرا مساله ملی ما نیست.برای من سیاست مدار پرداختن به موضوع مواد مخدر مهم نیست زیرا مردم در هنگام رای دادن آن را ملاک قرار نمی دهند.سیاست مدار به دنبال رای است و می خواهد به قدرت برسد.البته الویت من این است که در هر جمعی که هستم ،راجع به مواد مخدر صحبت کنم.
- اگر فرزند شما درگیر مواد مخدر شود،شما چه کار می کنید؟
اول به خودم لعنت می فرستم که در مقابل معتاد شدن فرزندان دیگران، غفلت کردم.زیرا وقتی به اعتیاد دیگران اهمیت ندادم دامن گیر خود من شده است.
