تبليغاتX
پنح
پنح
چه كسي در ويرانه‌ها قدم خواهد زد؟

  1نوشته اند وخوانده ايد و ديده ايد.نيازي به تكرار نيست.پرچم هاي زرد با نقش نام حزب الله جاي فكر كردن به خود را هم نمي‌دهد.ما به نوعي ديگر وارد جنگي شده‌ايم.كه تنها خون است و فرياد.كسي به فكر پايان نيست. ديگ جوشان هر روز بيشتر هم مي خورد.ظاهرا هر دو طرف اين جنگ خشونت آن هم به اين شكل را راه حلي مي بينند.اما چه كسي به فكر پايان جنگ است؟جو جنگ همواره غالب است ولي خرابي نااميدي جزءحافظه فراموش شده است.لبنان ويا هر جاي ديگري كه درگير جنگ مي شود تا سالها بعد تاوان پس مي دهد.نسل هايي كه زاده جنگ اند تصويري وحشت آور را تا آخر عمر با خود به يادگار دارند.جامعه حداقل تا مدت ها فسرده و بدون شادي است.كودكان چاره‌اي جزء تحمل عكس العمل‌هاي خشن پدر ومادر و نظام آموزشي را ندارند.

اقتصاد فلج شده قتل و تن فروشي وقاچاق انسان را به ارمغان مي‌آورد.كه اين موارد در اكثر كشور هاي جهان سوم ديده مي شود.

"ويراني ونابودي قانون انسان ها نيست.انسان وقتي ميتواند آزادانه زندگي كند كه حاضر باشد در صورت لزوم به دست برادرش كشته شود ولي هرگز در فكر كشتن او نباشد.هر نوع قتل وكشتن يا هر نوع آزار ديگر كه بر ديگري تحميل شود به هر عنوان باشدجنايتي است برضد بشريت."   گاندي

2 كمتر مي توان زير زبان آنها را كشيد.ترس از چشمانشان مي بارد.با هزار التماس و بازي زباني فال را جلو رهگذر مي‌گيرند تا بلكه شايد بازي شان خريدار داشته باشد ولي اصل موضوع چيز ديگري است.براي جاي خواب و لقمه اي غذا بايد بازي كنند.يك صدم پول كاركردن به آنها مي رسد.مرد در سايه اي كه هيچ گاه ديده نمي شود در پايان روز پول ها را تحويل مي گيرد.آنها را مي‌گردد.گشتني كه بيشتر به شكنجه مي ماند.داستان اين كودكان را همه مي دا نند.ولي آنهايي كه در كارگاه هاي شيشه گري در كنار كوره داغ مي ايستند و در لوله بلند مي دمند چه مي شوند.كودكان كار نامشان با فراموشي اجين است.

|+| نوشته شده توسط کاوه مشکات در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 14:41 |