یک مقدمه.گروه پارسیان ۵ شب در سرسرای کاخ نیاوران نواختند.شوشتری حسین دهلوی ایرانی مهرداد روحانی شیشه رنگی هوشیار خیام و نی نوای حسین علیزاده. ۴ شب با آنها و گوش سپردن به قطعاتی که هرکدام برای خود داستانی داشتند. و نی نوا اوج و فرود زندگی مردمان این دیار.داستان روزها . شب ها.جنگ ها و شکست ها.
۵ شب گذشت.هر بار نی نوای حسین علیزاده سخنی تازه داشت. وهر بار ما مات مبهوت به نوایی گوش می دادیم که خود خود ما بود. از شوشتری تا نی نوا گذری بود بر زندگی مردم این مرز وبوم.شیشه رنگی چرخش پنجره ای که نور هر لحظه در آن رنگی دارد.شیشه رنگی در عین حال شنونده داخل سالن را با خود می برد به سفری کوتاه اما سریع.سفر از مهتاب به سکوت.
نی آتش می زد.جمعیت داخل سالن گر گرفته و مست بودند.در پایان هر اجرا بیرون سالن سکوت بود و سرخی آتشی که هنوز چهره ها بر خود داشتند.
