هر سال که می گذرد عزا رنگ می بازد.عزا نیست.بهانه برای یک گرد همایی.نوحه ها به موسیقی پاپ بدل شده اند.و شب عاشورا به یک گرد هم آیی شبانه.شاید در نگاه اول ساده باشد و طبیعی.ولی آدم های این جامعه بدون هیچ سر وصدایی محرم و مراسمش را به ابزار تبدیل کرده اند.وقتی قرار است تعداد شادی های جمعی شمرده شود به زور به عدد ۲ می رسیم.هنگامی که به شادی های ملی فکر می کنیم هیچ اثری از ملی بودن در آن نمی بینیم.جشن های ملی ما بیشتر شخصی اند تا جمعی.نوروز بارز ترین و مهمترین شادی ملی است.آیا مردم در جایی جمع می شوند که شادمانی کنند؟آیا کنسرت یا کارناوالی به هر مناسبتی وجود دارد؟ جواب تمام این سوال ها را می دانید.محرم در این میان بهانه ای است برای یک گرد هم آیی.حرکتی که همه فرصت پیدا می کنند در کوچه خیابان در کنار هم باشند.شاید پر رنگ شدن این ماه از منظری خوشایند نباشد ولی هر چه که هست بوسیله زمان تغییر شکل داده.اتفاقی که شاید بتوان از آن بعنوان ایرانیزه شدن محرم یاد کرد.دیگر عزا نیست که در خیابان ها و شهر ها دیده می شود.علت دور هم جمع شدن مردم با چهره ها و طرز فکر های مختلف مذهب نیست.خلاء ای است که جسم تغییر پذیر جامعه آن را به شکلی دیگر پر می کند.
